الشيخ أبو الفتوح الرازي
111
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
جا شكّى لازم آيد بر گوينده ، و شكّ بر او روا نيست - تبارك و تعالى - و اين لازم نيست براى آن كه يكى از ما گويد : اين كار روا مدار اگر مسلمانى و اگر خداى ( 1 ) دانى ، غرض او در اين حديث تذكير خداى باشد او را و حرمت مسلمانى ، نه آن كه او شاك باشد [ 372 - پ ] در اسلام آن كس ( 2 ) . * ( فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا ) * ، اى اعلموا ، اگر نكنيد و فرمان نبريد بدانيد و آگاه باشيد ( 3 ) ، يعنى اگر نكنى ( 4 ) آنچه شما را گفتند ( 5 ) از رها كردن باقى ربا ، * ( فَأْذَنُوا ) * ، قراءت عامّه قرّاء * ( فَأْذَنُوا ) * است به « الف » وصل ، من اذن يأذن . و حمزه خواند و عاصم ( 6 ) به روايت ابو بكر : فأذنوا من الايذان ، اى اعلموا انفسكم او غيركم ، يقال : اذن الشّىء يأذن اذنا و اذنا اذا سمعه ( 7 ) و علمه ، و اذنته اى اعلمته . و اصل كلمه از اذن باشد كه گوش است ، براى آن كه ايذان ايقاع في الاذن باشد . * ( بِحَرْبٍ مِنَ اللَّه وَرَسُولِه ) * ، يعنى اگر اين ، كار نبنديد ( 8 ) و از سر استحلال ربا بنرويد ، آگاه باشيد ( 9 ) كه شما محارب خدا و رسوليد ( 10 ) ، و خداى و پيغامبر محارب شمااند ، يعنى شما به اين دليرى و جرات كه مىكنيد ( 11 ) بر خداى و رسولش با ايشان كالزار ( 12 ) مىكنى . سعيد جبير گفت از عبد اللَّه عبّاس كه : روز قيامت ربا خوار ( 13 ) را گويند : خذ سلاحك للحرب ، سلاح بر گير تا با خداى كالزار ( 14 ) كنى .
--> ( 1 ) . تب را . ( 2 ) . تب ، مب قوله تعالى . ( 3 ) . همه نسخه بدلها بجز تب : اگر نكنى و فرمان نبرى بدانى و آگاه باشى . ( 4 ) . تب : نكنيد . ( 5 ) . اساس : گفتهاند ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 ) . وز و كسائى . ( 7 ) . اساس كه نو نويس است : علمه ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 8 ) . تب : نبنديد ( بدون نقطه ) ، مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مر : بندى ، دب : نبندى . ( 9 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مر : بنروى ، آگاه باشى ، دب * ( بِحَرْبٍ مِنَ اللَّه وَرَسُولِه ) * . ( 10 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، مر : رسولى / رسوليد ، تب : محارب خداييد و از آن رسول . ( 11 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : مىكنى / مىكنيد . ( 14 - 12 ) . تب ، مج ، وز ، دب ، آج ، فق : كار زار . ( 13 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مب : ربا خواران ، دب ، ربا خواران .